ببنای معماری محصول مشارکت عناصر عمده ای چون فضا و سازه است. بسیاری از معماران بر این باورند که ارتباط بین سازه و عملکرد ساختمان بسیار فراتر از ارضای صرف نیازهای فیزیکی فضایی است. در نگاه نخست سازه تدبیری برای برپایی بنا به نظر می رسد. چنین نگرشی جدایی سازه و معماری را به عنوان موضوع مجزا مطرح می کند. از تعاریف معماری ارایه شده توسط ویتروویوس، سازه جز تفکیک ناپذیر معماری است و در هر یک از حوزه ها یعنی استحکام، عملکرد و زیبایی نقش تعیین کننده دارد . نقش سازه در تاثیر بر ذهن، انتقال مفاهیم و … و بیان احساسات هنری موجب تقویت قابلیت های معماری به عنوان نیازهای مبرم و هنری والا در زندگی بشر شده است .

این مقاله در تبیین تعامل میان همسازی و عملکرد سازه به عنوان دو قسمت جدایی ناپذیر خواهد پرداخت . ارتباط نزدیک و گریز ناپذیر دو عنصر یادشده بر آن است تا از زاویه ترکیب این دو به معماری بنگریم. اگر دو چیز به نحوی با یکدیگر عجین شوند که تقدم و تا خرشان را نتوان تشخیص داد در این صورت بین آن ها همسازی و همنوایی برقرار می گردد. پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و روش جمع آوری داده ها مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است.مهم ترین یافته ها و نتیجه ها در این پژوهش این است که رابطه بین همسازی و عملکرد سازه هنگامی برقرار میشود که ایجابات همسازی و عملکرد سازه ای با یکدیگر به تفاهم برسند.

طراحی سازه ای را می توان به عنوان فرآیندی از مرتب کردن مصالح در سه بعد فضا در نظر گرفت به طوری که بعضی از اهداف از قبل تعیین شده را در حداکثر کارایی ممکن تامین نماید . برای رسیدن به چنین هدفی در ابتدا باید فلسفه «هدف » و «کارایی » را مشخص کرد .

یک مهندس باید هدف سازه ای را برای حمل بارهای وارده که به پی منتقل می شوند، در مستقیم ترین راه ممکن در نظر بگیرید . کلمه نکته این نکته را مشخص می کند که این هدف با عملکردی که سازه برای آن ساخته می شود مداخله ای ندارد . سازه یک ساختمان باید همساز با نیاز فضای شفاف درون پوشش نهایی باشد .

به طور مثال ، یک پل که باید اجازه عبور آب در زیر آن و یا عبور وسایل نقلیه را فراهم نماید . هنگام یکه این نیازها با صراحت عملکرد سازه ای تضاد و ناسازگاری دارند یک یا هر دوی آ نها از بعضی جهات به خطر می افتد. همچنین ادراک سازه ای گونه ای شناخت و آگاهی نسبت به موارد و مصالح، مفاهیم ایستایی و حقیقت سیستم های باربر است که برای برپا کردن ساختمان ها و ایجاد فضاهای زیستی به کار م یروند . در ادامه با درک واگرایی معماری و سازه تلاش جهت همگرایی سازه و معماری آغاز گردید که تا به امروز ادامه یافته است و در این میان تعدادی از معماران نیز توانستند که بدون تصنع و تقلید ساختمان های جالبی را در انطباق با محیط و در آشتی با صنایع، فن آوری وزندگی امروز ایجاد کنند . بدین ترتیب فن آوری در معماری ب هکار گرفته شد تا انطباق پذیری معماری با نیاز ای زندگی که پویا و دائماً در حال تغییر هستند به کمال تأمین گردد .

منبع: +